دل و دینم دل و دینم ببردست:

جدیدا گل پسرم در حین بازی ، یا در حال خوردن و .....در واقع به طور مرتب مامان و بابا رو با آهنگ خیلی قشنگی تلفظ میکنه و انتظار داره که ما با کلمات محبت آمیز جوابش رو بدیم و اگر یک بار مامان رو صدا زد بلافاصله یک بار هم بابا رو صدا می زنه و بالعکس... گاهی اوقات که مامان رو بوس می کنه فوری و با هر مشقتی خودش رو به بابا می رسونه و لپ بابایی رو بوس بوس . برعکسش هم اتفاق می افته و در کل دل هیچ کدوم از ما رو نمی شکنه ....عزیزکم فوق العاده با احساسه و معنی محبت رو خیلی خوب می فهمه ...اگر هر دقیقه ده بار اون رو ببوسی نه تنها خسته نمی شه که خیلی هم ذوق می کنه و خیلی وقتها خودش دست و پاش رو بالا می گیره و از من می خواد که ببوسمش....مدتی هم هست که پیله کرده به در و دیوار و سرش رو به عمد به اونها می کوبه و بدو بدو به طرف من میاد و "ا درد  ، ا درد " و از من می خواد که ببوسمش وبعد با خنده خیلی قشنگی به من نشون می ده که دردش برطرف شده ...بعضی مواقع هم که واقعا سرش به جایی می خوره ، از من می خواد که ببوسمش و خنده به لبهای قشنگش میاد.... 

یه کار جوجو که واقعا حوصله منو سر می بره اینه که وقتی دارم تلویزیون نگاه می کنم به هر بهانهای من رو بلند می کنه و توجه منو به خودش جلب می کنه . از جمله این کارها کشوندن من به اتاقی است که اتو اونجاست و با گریه و ناله ازم می خواد که روی صندلی پشت اتو بذارمش و اون هم دسته اتو رو بلند کنه و بعد محکم پایین بیاره....دیگر ی کشوندن من به اتاقیه که ارگ توش قرار داره و وقت و بی وقت می خواد که ارگ روشن باشه و جوجو پشتش بشینه ، خیلی وقتها هم می خواد که ارگ پایین بیاد و با دو پا روش مره و با انگشت بزرگ پا تغییر ریتم و ....یکی دیگه از اون کارها کشوندن من پای کمد و با صدای بلند "ام..." و درخواست تنقلات از جمله شکلات و کشک و آلوچه است . .....و یکی هم در کمد خودش و درخواست اسباب بازی " بوپه" (توپ) ، "ت..تق" (شمشیر و تفنگ) ، "نانان"(ماشین)و بقیه رو هم که اسمش رو نمی تونه بگه "هده هده"...... ودرخواست قابلمه و کفگیر و آبکش....و یه کار خیلی قشنگش اینه که می ره پشت میز تلویزیون  و پای سمت چپش رو زیر میز می کنه و با ادای گریه که کمی خنده مدل آب زیر کاهی هم چاشنیشه از من می خواد که پاش رو که مثلا گیر کرده رو در بیارم و همین که من برای این کار به سمتش می رم پاش رو در میاره و فرار می کنه(با خنده...) .و بدتر از همه اینها این که با سرعت به قول خاله جون جت  کانالها رو عوض می کنه و یا از سه راه پشت تلویزیون خاموشی مجموعه و.... 

شمارش النگوهای مامان که اونها رو تک تک می کنه و "د (١)..د (٢)...د (٣)..د (۴)...... سرسره بازی توی پارک که خودش به تنهایی از پله های سرسره بالا می ره و از سرسره پایین و ذوق ذوق... بازی توی استخر توپی که توی خونه براش راه انداختیم و ذوق این که نمی دونه با این همه توپ چکار کنه ....

/ 11 نظر / 56 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دلتنگی های یک عمه

دلبسته به سکه های قلک بودیم دنبال بهانه های کوچک بودیم رویای بزرگتر شدن خوب نبود ای کاش تمام عمر کودک بودیم[گل]

مامان محمد جواد

[قلب][قلب]چه روزای خوبیه این روزا که آدم شاهد بزرگ شدنه عسلشه[قلب]

مونا مامان گلسا

آفرین که خودت تنهایی سر سره بازی میکنی.حسابی بزرگ شدیا. [بغل][ماچ]

سوگل

الهی قربون بچم بره که انقدر زرنگ و وروجک...[ماچ][قلب] راستی به روز کردم خوشحال میشم حضور پر مهرتون رو در خانه ام پذیرا باشم[گل]

دلتنگی های یک عمه

.....[گل].........[گل]........[گل].........[گل].........[گل]........ [گل]......[گل].........[گل].........[گل]........[گل].............[گل] میلاد حضرت فاطمه زهرا(س) بر شما مبارک باد .....[گل].........[گل]........[گل].........[گل].........[گل]........ [گل]......[گل].........[گل].........[گل]........[گل].............[گل]

دلتنگی های یک عمه

[گل]..........[گل].........[گل].........[گل]..........[گل]............. ........[گل]..........[گل].........[گل]..........[گل]........[گل]...... [گل]......... میلاد حضرت فاطمه زهرا(س) مبارک باد......... [گل] ........[گل]..........[گل].........[گل]..........[گل]........[گل]...... [گل]..........[گل].........[گل].........[گل]..........[گل].............

نازنین

سلام دوست عزیز بهم سر بزن بگو واسه روز مرد چی بخرم؟؟؟؟

سوگند

سلام لیلا خانم پسرتون خیلی ناز ودوست داشتنیه وشیطون[چشمک]