بیست و یک ماهگی

عزیزکم تولد بیست و یک ماهگیت مبارک

حالا دیگه نمی تونم کلماتی رو که می گی بنویسم چون تقریبا به طور کامل همه کلمات رو می گی ...

-عزیز کی هستی ؟

-ددا...(لیلا)

-چیه لیلا هستی ؟

 -عت (عشق)

گذاشته بودمش خونه خاله جون و رفتم خرید ، بعد که برگشتم:

-اذیتشون کردی ؟

-ها...

-چکار کردی ؟

-آب...اننو ...دوس(آب ریخته توی خونه و برای اینکه دعواش نکنند گفته خاله جون دوست دارم)

-دیگه چکار کردی ؟

-مممو ماموش اتا دادا (تلویزیون رو خاموش کردم و بیتا برای جلوگیری جلوی تلویزیون خوابیده و پاهاش رو روی دکمه پاور تلویزیون گذاشته)

- خاله جون چکار کرد؟

-اننو دبا..(خاله  جون دعوا کرد )

-چی گفت ؟

-(با  فریاد ) انه

واقعا نمی دونم کدو یک از کارهاش و یا حرفهاش رو بنویسم....

عاشق خوردن ساندویچه به شرط اینکه حتما دورش پلاستیک باشه و اگه فرم گرفتن اون توی دستش بهم بخوره با گریه :"دداب ، ددس"(خراب شد ، درستش کن)

یه میله دستش بود پاهاش رو بلند کرده بود و خودش رو کش آورده بود و میله رو روی شعله گاز گرفته بود ...-بردیا چکار می کنی ؟ ...-بباب(کباب درست می کنم)...

-توی کتاب چی نوشته ؟ ...- ممما بابا است (بردیا پسر بابا است ) ...بعضی  موقع هم حال نداره کامل بگه و فقط می گه : "است" حالا ما باید بفهمیم که منظورش "بردیا پسر بابا است "

/ 8 نظر / 70 بازدید
محیا

سلام,خوبی لیلا جون؟[قلب]بردیا خوبه؟؟[ماچ][قلب]این دفعه شکر خدا درست شد![نیشخند]فارسیم نوشتم که همرنگ جماعت شم[نیشخند]شب بخیر[خداحافظ][ماچ][قلب]

سوگل

[بغل] الهی قربون این فسقلی شیرین زبون برم من [قلب]

سارا مامان بردیا

لیلا جون شما چه جوری ترجمه کردی این جمله ها رو[قهقهه][قهقهه] واقعا" یه قهرمانی به درد مترجمی تیم ملی میخوری[خنده] خیلی ناز حرف میزنه عزیزم[ماچ]

متین

[لبخند]

متین

[قهقهه]

مونا مامان گلسا

21 ماهگیت مبارک عزیزم.بردیا کوچولو جمله هات ماشا... چه ترجمه هایی دارن ا[چشمک]. [ماچ][بغل][قلب]

ستاره

سلام..مبارک باشه 20 ماهگشی..ایشالله همیشه سایتون روی سرش باشه.....خوش باشی ..بای[ماچ][ماچ]