پایان بیست ماهگی

بردیا جانم این روزها آنقدر بزرگ شده و حرکات دلنشین و حرفهای قشنگی یاد گرفته که از هر لحظه صد خاطره برامون می سازه

سه چهار روزی به شیراز رفته بودیم . توی پارک ، توی بهشت گمشده وخونه عمه پیمانه خیلی بهش خوش گذشت  . عاشق داداش آرش شده و اسمش از زبونش نمی افته . هنوز هم بعد از چند روز اسم داداش آرش از زبونش نمی افته . توی بهشت گمشده اونقدر آب بازی کرد و بعدش که بیرون اومد با همکاری داداش آرش هر چی سنگ بود رو توی آب انداخت ، اونقدر جوجه کباب خورد و عصر هم پا به پای ما و در حالی که دستهاش رو به عمه پیمانه و داداش آرش داده بود و عمه هم با حوصله مثال زدنی اش براش تاتی می خوند (که هنوز هم بردیا جانم همین که اسم عمه می یاد می گه : "عمه تاتی") مسافت خیلی زیادی رو کوه پیمایی کرد ودیگه خونه عمه پیمانه بود که تا نیمه های شب بابایی ارگ می زد و آقای جوجو هم در حالتهای مختلف می رقصید.....کلید کرده بود که آیدا باید پ ی پ ی بردیا رو بشوره .جریان کفش خریدنمون که بردیا از کفش پاشنه دار زنانه ای خوشش اومد و پوشیدش و من هم مجبور شدم همون رو واسه خودم بخرم و اینکه چطور با اون توی پیاده رو راه می رفت و توجه عابرین رو به خودش جلب کرده بود....

در مسیر برگشت توی رستوران بین راه چطور کباب می خورد و ماست و .... و هر کدام رو با گفتن اسمشون درخواست می کرد.... 

موقعی که می خواد پ ی پ ی کنه بهم می گه و بعد به یه جای خلوت می ره و وقتی تمام شد می یاد پیشم و می گه:" پی پی"

یه چیز قشنگ دیگه که یاد گرفته و کلی هم ذوق خودش رو می کنه کل کشیدنه . گوشی رو دستم می ده و می گه :"دودودو کی" یعنی به دایی یعقوب زنگ بزن تا براش کل بزنم .

عاشق نمک ریختن از نمکدونه.

دیگه اینکه تمام کلمات رو می گه حالا اینکه تا چه قدر به تلفظ درستش نزدیک باشه .....جدیدا می تونه دو کلمه رو با هم بکار ببره .

تعدادی از لغات جدید :

اونونو(خاله جون)، دو دو دو (دایی یعقوب)، بباب (کباب) ،مممه(نوشابه) ،دو(دوغ) ،ممو(لیمو)، نون(نون)، تیت(کیک) ،نانانا(نارنجی)، ایبی(آبی)، بیس(سیب)، تس(کفش) ،داداس آدس(داداش آرش) ،داداس پاپاس(داداش پارسا) ،عمو مم(عمو محمد) ،تتی(طوطی) ،تاتا(تاتی)، مم(نمک) ،ممش(برنج)، اتو(اتو)، نونونو(کنترل) ،ددگ(بزرگ)، توتوتو(کوچولو)، بو(بوسه) ،پو(پول) ،مو(مو)،  ددن(گردن)، ماس(ماست) ،ممه(مورچه) ،تت(شورت) ،تته(تخمه)،دیدی عدی(دایی علی) ،ددا(زهرا) ،ددات(سالاد)، اتا(افتاد)،  تاتو(شامپو) ،توت(شورت) ،مب(مبل) ،دادا(لالایی) ،مامون(صابون) ،انو(انگور)، ممم(کرم)، تاتا(سایتا)، آتا(آرتا) ،آدا(آیدا) ،تتی(خرسی) ،میمی(بینی)، اموم(حمام)، عش(عکس)، تتاد(یخچال)، نو(نور)، ممش(کمد)، نونونو(کنترل)، دو(دوست دارم)، جاجو(جارو)، تتو(پتو)، دی دی(سی دی).

جمله:

جیزه مامان بابا (جوجه برو پیش مامانت و پیش باباییت) 

جیزه جیزه پ (جوجو جوجو کلاغ پر )                                          

بابا مم نون (بابا نمک و نون بخر)

بابا پو (بابا رفته پول بیاره)

هه هه هه (اشاره به خودش) بابا (بردیا پسر بابا بیژن است) 

بابا هه هه هه (اشاره به خودش) آبه گوس....(بابا بردیا آب ریخت گوشش رو ببر)

 نو د ممش (نور افتاده روی در کمد)

 جوجو بیست ماهگی مبارکقلبماچماچ

/ 8 نظر / 119 بازدید
مونا مامان گلسا

عزیزم 20 ماهگیت مبارک.[ماچ][بغل] بردیا کوچولو خوب خلاصه و مفید حرف میزنی ااا[قهقهه]

سیدمحمدایزدیار ( ببر مبارز )

سلام رفیق مطالبت رو امیدوارم بهتر از اینها هم بگذره و شاد و سبز باشی نه سبز سیاسی بلکه سبز سبز هم سبز روح هم سبز جسم. و امیدوارم فرزندتون سلامت بمونه و صالح تربیت بشه اگه دوست داشتی بدونی ثروت کوروش چقدر بوده یه سری به ما بزن. یا حق[بدرود]

دلتنگي هاي يك عمه

آنگاه که دوست داری همواره کسی به یادت باشد به یاد من باش که من همیشه به یاد توام از طرف بهترین دوست تو: خدا بردیا جان بیست ماهگیت مبارک عزیز دلم [گل]

ستاره

سلام...وای قربونش برم...20 ماهگیش مبارک....[ماچ][ماچ][ماچ]

لاله

مبارک بیست ماهگی پسر بیستت مبارک مامان بردیا [قلب][ماچ][گل]